در بارداری، تقریباً همه میخواهند کمک کنند: مادر، مادرشوهر، خواهر، دوستها، همکارها. این محبت ارزشمند است، اما گاهی شکلی دارد که به کارتان نمیآید؛ مثلاً توصیهای که نخواستهاید یا ملاقاتی که آمادگیاش را ندارید. در همین حال، خیلی از مادرها کمکی را که واقعاً لازم دارند نمیخواهند، چون نمیخواهند «زحمت» بدهند. این مطلب دربارهی هر دو طرف است: چطور کمک بخواهیم و چطور محترمانه «نه» بگوییم.
چرا کمک خواستن سخت است؟
دلیلها معمولاً آشناست: «نمیخواهم مدیون شوم»، «فکر میکنند از پسش برنمیآیم»، «خودم سریعتر انجامش میدهم». اما بیشتر اطرافیان دوست دارند کمک کنند و فقط نمیدانند چه کاری. کمک مبهم («اگر کاری داشتی بگو») معمولاً به جایی نمیرسد؛ کمک مشخص («پنجشنبه میتوانی با من برای خرید بیایی؟») هم برای شما راحتتر است و هم برای آنها.
کمک واقعی یا دخالت ناخواسته؟
مرز این دو گاهی باریک است. یک معیار ساده: کمک، کار شما را سبکتر میکند؛ دخالت، تصمیم شما را جای شما میگیرد. آوردن غذا برای چند شب کمک است. اصرار به اینکه «حتماً فلان کار را بکن» دربارهی تصمیمی که با همسر و پزشکتان میگیرید، دخالت است، حتی اگر از سر دلسوزی باشد.
چه کارهایی را میشود سپرد؟
فهرستی از کارهایی که دیگران میتوانند انجام دهند داشته باشید تا وقتی کسی پرسید «چه کمکی از دستم برمیآید؟»، جواب آماده باشد:
- خرید هفتگی یا آوردن غذا در روزهای سخت
- همراهی در خرید اقلام بزرگ سیسمونی
- شستن و مرتب کردن لباسهای نینی پیش از تولد
- رساندن شما به ویزیتها
- هماهنگی بقیهی خانواده برای هدیهها و ملاقاتها
جملههای آماده برای سه موقعیت
۱. درخواست کمک
- «این هفته خیلی خستهام. میتوانی سهشنبه شام را بیاوری؟»
- «برای خرید کالسکه نظر تو برایم مهم است؛ آخر هفته با من میآیی؟»
- «دوست دارم بعد از تولد چند روز کنارمان باشی. دربارهی برنامهاش با هم حرف بزنیم؟»
۲. رد محترمانهی پیشنهاد
- «ممنونم که به فکرم هستی. فعلاً ترجیح میدهم این تصمیم را با پزشکم و همسرم بگیرم.»
- «لطف داری. این یکی را خودمان خریدهایم؛ اگر دوست داشتی، از لیست هدیه چیز دیگری انتخاب کن.»
- «پیشنهاد خوبی است، رویش فکر میکنم.» (برای وقتهایی که نمیخواهید بحث ادامه پیدا کند)
۳. تعیین مرز
- «هفتههای اول بعد از تولد میخواهیم ملاقاتها کوتاه و کم باشد. خودمان خبر میدهیم کی بیایید.»
- «دربارهی این موضوع با پزشکم صحبت کردهام و تصمیممان را گرفتهایم.»
- «میدانم نگرانی؛ ولی دوست دارم دربارهی وزن و ظاهرم صحبتی نشود.»
نکتهی مهم این است که مرز را با آرامش و یک بار بهطور روشن بگویید، نه با دلخوری و بعد از ده بار تحمل.
دربارهی ملاقاتها، حریم خصوصی و تصمیمها توافق کنید
بسیاری از تنشها بعد از تولد پیش میآید، اما بهترین زمان برای توافق، پیش از تولد است. با همسرتان دربارهی اینها حرف بزنید و به یک جواب مشترک برسید:
- چه کسانی و از چه زمانی به بیمارستان یا خانه بیایند؟
- عکس نوزاد را کی و کجا با دیگران به اشتراک بگذاریم؟
- چه تصمیمهایی فقط بین ما دو نفر است؟
وقتی هر دو یک جواب داشته باشید، لازم نیست هر کدام جداگانه از خودش دفاع کند.
اگر اطرافیان به مرزها احترام نگذاشتند
گاهی یک بار گفتن کافی نیست. در این حالت:
- همان جمله را آرام تکرار کنید، بدون توضیح اضافه. توضیح زیاد معمولاً به بحث بیشتر میرسد.
- از همسرتان بخواهید با خانوادهی خودش صحبت کند. معمولاً شنیدن مرز از زبان فرزند خودشان راحتتر پذیرفته میشود.
- محبت را از رفتار جدا کنید: «میدانم دوستمان داری؛ برای همین میخواهم این را رک بگویم.»
یک ترفند ساده برای هدیهها
بخشی از کمک اطرافیان به شکل هدیه میرسد و اگر هماهنگ نباشد، به چند کالسکه و هیچ صندلی ماشین ختم میشود. یک لیست هدیهی مشترک کمک میکند اقوام قبل از خرید بدانند چه چیزی لازم است و هدیه را رزرو کنند. این کار هم به شما کمک میکند و هم به کسانی که واقعاً میخواهند کمک کنند. روش ساختنش در لیست هدیه آمده است.
اگر مرزبندی امن نیست
همهی آنچه گفتیم برای رابطههایی است که در آنها مخالفت کردن خطری ندارد. اگر «نه» گفتن یا مرز گذاشتن ممکن است به تهدید، خشونت یا به خطر افتادن امنیت شما برسد، اولویت با ایمنی خودتان است، نه با این جملهها. با یک فرد مطمئن یا یک مرکز مشاوره صحبت کنید و اگر خطر فوری است، با پلیس ۱۱۰ تماس بگیرید.
جمعبندی
کمک خواستن و مرز گذاشتن دو روی یک سکهاند: هر دو یعنی روشن گفتن اینکه چه چیزی لازم دارید و چه چیزی نه. این هفته یک درخواست کمک مشخص از یک نفر داشته باشید و با همسرتان دربارهی ملاقاتهای بعد از تولد به توافق برسید. اگر بخشی از نگرانیتان توصیههای ضدونقیض اطرافیان است، سنجیدن توصیههای اطرافیان را بخوانید.